به گزارش گروه بینالملل پایگاه خبری تاج من، جرقه جنگ بین اوکراین و روسیه از چند ماه پیش، زمانی که ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه روز 21 فوریه 2022 (2 اسفند 1400) با انتقاد از بی توجهی غرب به نگرانیهای امنیتی مسکو، استقلال جمهوریهای خلق دونتسک و لوگانسک را در منطقه دونباس به رسمیت شناخت، زده شد.
این جرقه سه روز پس از آن، روز پنجشنبه 24 فوریه (5 اسفند 1400) با دستور پوتین برای عملیات نظامی روسیه که آن را «عملیات ویژه» خواند، علیه اوکراین به آتش جنگ تبدیل شد و به این ترتیب روابط پرتنش مسکو - کییف به رویارویی نظامی با شعله های آتش جنگ تغییر وضعیت داد.
از آن زمان تاکنون درگیری ها در شرق اوکراین به شدت ادامه دارد و کشورهای زیادی را در جهان بویژه ممالک غربی حت تاثیر قرار داده است. جنگ اوکراین اثرات زیادی را از بعد اقتصادی، سیاسی و امنیتی نشان داده است.
کشورهای غربی اگر چه به صورت مستقیم وارد این درگیری و جنگ نظامی در حمایت از اوکراین علیه روسیه نشدند، اما با در اختیار گذاشتن جدیدترین و به روزترین سلاح ها به اوکراین، به آتش این جنگ دمیده و بخشی از بازیگران میدانی در این نزاع شدهاند.
همین روز گذشته اسکاینیوز گزارش داده بود دولت انگلیس قصد دارد چندین فروند تانگ چلنجر 2 در اختیار اوکراین قرار دهد تا آلمان را به تحویل تانکهای پیشرفته لئوپارد و آمریکا را به تحویل تانک آبرامز ترغیب کند.
در همین راستا، «سرگئی شویگو»، وزیر دفاع روسیه چند ماه پیش گفته بود که مسکو تنها در حال نبرد با ارتش اوکراین نیست بلکه مقابل کل غرب قرار گرفته است. او تصریح کرد کییف در سال 2022 حدود 97 میلیارد دلار کمک نظامی دریافت کرده است.
روسیه بارها به کشورهای غربی هشدار داده که حمایتهای تسلیحاتی از اوکراین علاوه بر طولانی کردن جنگ ممکن است به درگیریهای مستقیم ختم شود.
بازیگری غربیها در صحنه جنگ اوکراین بدین صورت بوده که آنها از ابتدا به ترغیب جنگ مشغول بودند و اکنون با ارسال تسلیحات مختلف از جمله سامانههای پیشرفته پدافندی و جنگافزارهای سنگین به دنبال طولانیتر کردن آن هستند.
صدراعظم آلمان از رویکرد خود در ارسال تسلیحات به اوکراین حمایت کردتحولات اوکراین| آیا تحویل تسلیحات سنگین به کییف تأثیری بر روند جنگ خواهد داشت؟
جنگ اوکراین چگونه آغاز شد؟
بعد از فروپاشی دیوار برلین، نظم منطقهای اروپا به این پرسش بستگی داشت که آلمانِ متحد با ایالات متحده (و ناتو) در یک صف قرار خواهد گرفت یا با شوروی (و پیمان ورشو) یا با هیچکدام. در واشنگتن، خواسته سیاستگذارانِ دولت «جورج دبلیو اچ بوش» در اوایل سال 1990 این بود که جمهوری آلمان بایستی عضو ناتو شود.
بر همین اساس، اوایل فوریه سال 1990 آمریکاییها پیشنهادی برای مصالحه به مقامهای شوروی پیشنهاد کردند. متن نوشتهشده از جلسات این رایزنیها نشان میدهد که در روز 9 فوریه همان سال، «جیمز بیکر»، وزیر خارجه وقت آمریکا به سران شوروی پیشنهاد کرده که واشنگتن در ازای همکاری مسکو در موضوع آلمان میتواند به این کشور «ضمانتهای مستحکمی» بدهد مبنی بر اینکه ناتو «یک اینچ به سمت شرق توسعه پیدا نخواهد کرد.»
تنها یک هفته بعدتر «میخائیل گورباچوف»، رئیسجمهور وقت شوروی با آغاز مذاکرات اتحاد دوباره آلمان موافقت کرد. هیچ توافق رسمی میان دو طرف در این خصوص امضا نشده، اما روزنامه لسآنجلستایمز نوشته همه شواهد گواهی میدهند که معادله بین دو طرف از چه قرار بوده است: گورباچف با متمایل شدن آلمان به سمت غرب موافقت کرد و قرار بود آمریکا جلوی توسعه ناتو را بگیرد.
در یک یادداشت وزارت خارجه آمریکا که مربوط به اوایل سال 1990 است تصریح شده که دستکم در آن مقطع زمانی آمریکا توسعه به شرق اروپا را به صلاح نمیدیده است. در آن سند آمده است: «در فضای کنونی، اعطای حق عضویت کامل به کشورهای شرقی در ناتو و ضمانتهای امنیتی مرتبط با آن در راستای منافع ناتو یا آمریکا نیست. ما به هیچ عنوان مایل به راهاندازی یک ائتلاف ضد شوروی نیستیم. شوروی نگرشی بسیار منفی به چنین ائتلافی خواهد داشت.»
اما دولتهای غربی به ندرت به تعهداتشان پایدار میمانند. بررسی اسناد داخلی و یادداشتهای دولت آمریکا نشان میدهد تصمیمگیران سیاسی در آمریکا اندکی بعدتر به این نتیجه میرسند که منتفی کردن گسترش ناتو به نفع ایالات متحده نیست؛ لذا، اواخر فوریه همان سال رئیسجمهور وقت آمریکا و مشاورانش تصمیم گرفته بودند تصمیم میگیرند که این احتمال را باز بگذارند.
طبق روایت اسناد، تنها یک ماه بعدتر در ماه مارس، مشاوران جیمز بیکر به او توصیه کردهاند که ائتلاف ناتو میتواند کشورهای شرق اروپا را حول مدار آمریکا سازماندهی کند. چنانکه از یک سند شورای امنیت ملی کاخ سفید در آن زمان برمیآید در ماه اکتبر دولتمردان آمریکا مشغول رایزنی بر سر زمان اعلام آمادگی ناتو برای پذیرفتن کشورهای اروپای شرقی به عنوان عضو بودهاند.
جالب آنکه در همین مقطع زمانی آمریکاییها هنوز سعی میکردهاند روسها را متقاعد کنند که ناتو نگرانیهای آنها را مدنظر خواهد داشت. بیکر 18 مه 1990 در مسکو اعلام کرد که ایالات متحده با شوروی برای «ایجاد اروپای جدید» همکاری خواهد کرد. ماه ژوئن هم، مطابق با یک سند شورای امنیت ملی آمریکا بوش به سران شوروی گفته که ایالات متحده آمریکا به دنبال یک «اروپای جدید و فراگیر» است.
بنابراین، جای تعجبی نداشت که روسیه از پیوستن لهستان، مجارستان، جمهوری چک و کشورهای بالتیک به ناتو که از اواسط دهه 90 آغاز شد خشمگین شود. بوریس یلتسین، دیمیتری مدودوف و گورباچوف همگی چه به صورت علنی و چه از کانالهای مخفیانه اعتراضات مسکو را به سران آمریکا اعلام کردند.
«بوریس یلتسین»، اولین رئیسجمهور روسیه بعد از فروپاشی شوروی، در یک کنفرانس خبری مشترک با «بیل کلینتون»، رئیسجمهور وقت آمریکا که پس از امضای یک توافق کنترل تسلیحاتی میان دو کشور در هلسینکی برگزار میشد، گفت: «ما معتقدیم که توسعه ناتو به سمت شرق اشتباه است، آن هم اشتباهی جدی.»
شواهدی وجود دارد که آمریکاییها علیرغم آنکه از حساسیت روسها به این مسئله آگاهند باز هم سیاست توسعه به شرق را در دستور کار قرار دادهاند. مثلاً «جیمز کالینز»، یکی از دیپلماتهای آمریکایی در مکاتبهای با وزارت خارجه کشورش در سال 1993 مینویسد: «چنانچه ناتو سیاستی اتخاذ کرده و چشماندازش را توسعه به سمت اروپای شرقی و مرکزی قرار دهد بدون آنکه دربها را برای روسیه باز بگذارد در مسکو این حرکت قطعا به عنوان یک اقدام ضد روسیه دیده خواهد شد.»
اما از سال 1990 به این سو، ناتو دستکم در 5 نوبت بزرگتر شده تا کشورهای بیشتری از اعضای پیمان ورشو و عضو شوروری را به خودش جذب کند.
«دان پلش»، استاد دیپلماسی در دانشکده مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن در گفتوگو با خبرگزاری «دویچهوله» میگوید: «غربیها بین سالهای 1990-1991 همه کارتها را در اختیار داشتند. اتحاد جماهیر شوروی به صورت نسبتاً مسالمتآمیزی به امپراطوریاش خاتمه داد که اقدامی بیسابقه بود اما آنها به خاطر این کارشان هیچ امتیازی دریافت نکردند.»
فروپاشی شوروی باعث شکلگیری مجموعه زیادی از دیدارها و مذاکرات بلندپایه میان مقامهای آمریکا و روسیه شد، اما پلش میگوید: «ما هیچوقت تلاشی جدی برای جذب کردن روسها انجام ندادیم.»
با نزدیکتر شدن ناتو به سمت قسمتهای شرقیتر یعنی اوکراین و گرجستان تنشها میان آمریکا و روسیه تشدید شده و مسکو را به واکنشهای جدیتر وادار کرد.
تلاش برای ادامهدار کردن جنگ
کشورهای غربی بعد از آغاز جنگ تلاش کردهاند با ارسال سلاح به اوکراین این جنگ را ادامهدار و طولانی کنند. از جمله اقدامات مسئولانه کشورهای غربی این بوده که مانع از آن شدهاند که اوکراین وارد مذاکرات با روسیه شود.
مقامهای کشورهای غربی از زمان آغاز جنگ بارها تأکید کردهاند که جنگ در اوکراین ادامهدار خواهد بود. هر بار هم که مقامهای اوکراین از دیپلماسی سخن گفتهاند غربیها یادآور شدهاند که مذاکره، در شرایطی که اوکراین سرزمینهایش را از دست داده ضربه به کل غرب خواهد بود.
علت این راهبرد کشورهای غربی این است که تصور میکنند طولانی شدن جنگ میتواند حداکثر ضربه را به روسیه وارد کند. چند ماه پیش، لوید آستین، وزیر دفاع آمریکا به همین واقعیت اعتراف کرد و گفت: «ما میخواهیم روسیه به حدی ضعیف شود که نتواند کارهایی را که در اوکراین انجام داده در جاهای دیگر انجام دهد.»
از جمله مهمترین دلایلی که غربیها به دنبال طولانی کردن جنگ در اوکراین هستند پیدا کردن بهانهای برای اعمال تحریم علیه روسیه و تضعیف اقتصاد آن و درگیر نگاه داشتن آن است.
با این حال، این واقعیت تا کنون محقق نشده و روسیه با استفاده از ابزارهایش تلاش کرده غرب را تحت فشار قرار دهد. در زمینه تحریمها، مسکو همراه با پکن تلاشها برای تضعیف نظام مالی غرب را آغاز کرده است. از طرف دیگر، روسیه در تلاش است از طریق ابزار انرژی، کشورهای غربی را تحت فشار قرار دهد.
در چنین شرایطی با توجه به افزایش تورم در کشورهای غربی، تحمل فشارهای اقتصادی به خاطر کمک های مالی و نظامی به اوکراین، فصل زمستان و کمبود انرژی و مواد غذایی و افزایش قیمت آنها و پیشروی های روسیه در جبهه های مختلف و عقب نشینی و شکست های نیروهای اوکراین، غربیها متوجه شدهاند که کار به آن سادگی که در ابتدا تصور میکردهاند نیست.
تاثیر تعیین سقف قیمت نفت روسیه بر بازار جهانی/ هشدار شولتز درباره حفظ تحریم مسکو
انتهای پیام./
منبع : منبع
5th April 25